السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
421
تفسير الميزان ( فارسي )
در سابق در آيه اى كه نظير اين آيه در داستان نوح بود گفتيم كه : چرا قوم نوح را تكذيب كننده همه انبياء خوانده ، با اينكه بيش از يك پيامبر را تكذيب نكرده بودند . * ( « إِنِّي لَكُمْ رَسُولٌ أَمِينٌ ) * . . . * ( رَبِّ الْعالَمِينَ » ) * بيان معناى اين آيه در ذيل آيه نظير آن در داستان نوح ( ع ) گذشت . بعضى « 1 » از مفسرين گفتهاند كه : اگر داستان اين پنج نفر از انبياء را با ذكر مساله امانت رسولان و مزد نخواستن آنان و دستورشان به تقوا و اطاعت آغاز كرده براى اين بوده كه بفهماند مبناى مساله بعثت همانا دعوت به معرفت حق و اطاعت دستوراتى است كه اگر مردم در آن دستورات پيغمبر خود را اطاعت كنند به ثواب نزديك و از عقاب دور مىشوند و انبياء همگى بر اين معنا متفقند ، هر چند كه از نظر بعضى از فروع دين ، آن هم به خاطر اختلافى كه در اعصار هست مختلف بوده باشند ، و همگى يك هدف را دنبال مىكنند و همگى از طمع مال دنياى مردم منزهند . و نظير اين سخن را در تفسير آيه اى كه در خاتمه همه داستانهاى هشتگانه اين سوره آمده ، يعنى آيه * ( « إِنَّ فِي ذلِكَ لآيَةً وَما كانَ أَكْثَرُهُمْ مُؤْمِنِينَ وَإِنَّ رَبَّكَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الرَّحِيمُ » ) * زدهاند ، كه اين آيه دلالت مىكند بر اينكه بيشتر امتها و اقوام ، از آيات خدا روىگردان بودهاند ، و خداى سبحان به خاطر همين جرم اينها ، و به ملاك اينكه خودش عزيز است مجازاتشان كرده و مىكند و به خاطر اينكه نسبت به مؤمنين رحيم است ، نجاتشان مىدهد . ما نيز در آنجا كه غرض سوره را ذكر مىكرديم به اين معنا اشاره نموديم . * ( « أتَبْنُونَ بِكُلِّ رِيعٍ آيَةً تَعْبَثُونَ » ) * كلمه « ريع » به معناى نقطه بلندى است از زمين ، و كلمه « آيت » به معناى علامت و نشانه است و كلمه « عبث » به معناى آن كارى است كه هيچ نتيجه و غايتى بر آن مترتب نمىشود . گويا قوم هود ( ع ) در بالاى كوه ها و نقاط بلند ، ساختمانهايى مىساختند ، آن هم به بلندى كوه ، تا براى گردش و تفريح بدانجا روند ، بدون اينكه غرض ديگرى در كار داشته باشند ، بلكه صرفا به منظور فخر نمودن به ديگران و پيروى هوى و هوس ، كه در اين آيه ايشان را بر اين كارشان توبيخ مىكند . البته درباره اين آيه معانى ديگرى ذكر كردهاند ، كه چون هيچ دليلى از لفظ آيه و از سازش سياق نداشت ، لذا از نقل آنها خوددارى كرديم .
--> ( 1 ) روح المعانى ، ج 19 ، ص 109 .